دفاع مقدس چهلروزه ایران،در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۶، نقطهعطف تحولات امنیتی در غرب آسیا و بازتاب تغییرات بنیادین در ماهیت تهدیدات امنیتی معاصر و رقابتهای ژئوپلیتیکی بوده است .هر چند شیوه نبرد آمریکا کارساز نبوده اما لازمه پی بردن به شکستهای مکرر آن نیازمند درک دقیق از نقض اقدامات و رویکرد امنیتی آمریکاست. علیرغم موفقیتهای تاکتیکی آمریکا و رژیم صهیونیستی، جنگ با ایران بزرگترین شکست فاجعهبار راهبردی و بزرگترین اشتباه سیاست خارجی ایالات متحده شد و انتخاب ابزارها پیش از تعریف اهداف راهبردی امنیتی محکوم به شکست و بنبست شد. بنابراین برای کاهش تهدیدات امنیتی این متخاصمان، درس آموخته های دفاع مقدس سوم و شناسایی ابعاد راهبردی آن درکاهش تهدیدات امنیتی بسیار ضروی است. فلذا در این مقاله سعی شد تا همه ابعاد اصلی بازدارندگی که نتیجه جنگ را تغییر داد شناسایی و معرفی شوند و در این میان 6 بعد اصلی یعنی« دفاع موزاییکی و نامتقارن، دیپلماسی منطقهای فعال با چین و روسیه، تقویت سامانه های پدافندی و دفاع هوشمند، تقویت و حمایت از محور مقاومت، کارت متوازن کننده تنگه هرمز و فناوری شناختی در دستکاری ادراک مخاطبان» معرفی شدند که ایران، با بهرهگیری از آنها توانست بازدارندگی لازم را ایجاد کند و نتایج این تحقیق علاوه بر تبیین هر یک از ابعاد کلیدی، به سیاستگذاران و پژوهشگران کمک می کند تا راهکارهای مناسبی را برای مدیریت تهدیدات امنیتی جدید ارایه دهد.